آشنایی با شش هنرمندِ زنِ پیشرو در تاریخ هنر
هنر و هنرمند

آشنایی با شش هنرمندِ زنِ پیشرو در تاریخ هنر

فریدا کاللو را می شناسید؟ تریسی امین، یا جورجیا اوکیفی؟ یایوی کوشوما را چطور؟ شاید تعدادکمی از شما با این اسامی آشنا باشید، اما قطعا همه شما ون گوک، پیکاسو، داوینچی را می شناسید. اینطور نیست؟

نبوغ و استعداد یک قابلیت نهفته است و زمانی ظهور می کند و خود را نشان می دهد که تحت آموزش قرار بگیرد. شرایط فکری و اجتماعی و آداب و رسومِ مرسوم در زمان های گذشته، به گونه ای بوده است که شرایط و امکانات آموزشهای هنری، برای زنان و مردان یکسان نبوده است. صِرف داشتن یک استعداد و نبوغ به تنهایی برای شکوفا شدن کافی نیست، بدون آموزش و پرورش و قرار گرفتن در محیطی مناسب شکوفایی حاصل نخواهد شد.

 اینکه زنان در تاریخ به عنوان هنرمندی بزرگ و شاید پیشرو دیده نمی شوند نه به این دلیل که آنها ذاتا استعداد کافی برای بروز و ظهور خود نداشته باشند بلکه به این دلیل که هنجارهای موجود حضور زنان را در جامعه بی شرمی و گستاخی تلقی می کرده است. اما در این میان زنانی بوده اند که علی رغم همه ی ناسازگاری ها و مشکلات، توانستند استعداد خود را به تصویر کشیده، مرزهای هنر را بشکنند، شهرت جهانی کسب کنند و الهام بخش ستاره های امروز دنیای هنر باشند.

در پی جنبش  فمنیستی که در اواخر قرن بیستم میلادی به راه افتاد این واقعیت برملا شد که تاریخ هم مرد محور رفتار کرده است.   زنان گمشدگان تاریخ هنر هستند و انها به عنوان آفرینندگان آثار هنری، کمتر به رسمیت شناخته شده اند و تاریخ نگاران آنچنان که باید و شاید به معرفی آنها نپرداخته اند.

 

Clara Peeters/کلارا پیترز (1594 - 1657)

 

زندگی آرام کلارا پیترز با پنیر ، بادام و چوب شور ، مربوط به سال 1615

 

موزه پرادو مادرید پس از 200 سال از زمان ساخت و نمایش آثار هنری در آن، در سال 2016 اولین نمایشگاه اختصاص داده شده به یک زن هنرمند را، با نمایش 15 اثر از آثار کلارا پیترز هلندی آغاز کرد. او زمانی هنرش را روی تابلو نقاشی می کرد که هم عصر با بزرگانی چون بروگل ، یونگر و روبنس بود اما در دنیای هنر آن زمان که ندیدن و نشنیدن زنان را می خواست او از معدود زنانی دانست که به طور حرفه ای در قرن هفدهم در اروپا کار می کرد.

 اگرچه اموزش هنر به صورت رسمی و در مدرسه های هنری برای زنان ممنوع بوده است اما محققان حدس می زنند که احتمالا او تحت اموزش پدرش نقاشی را یاد گرفته است. آثاری که از او یافت شده بین سالهای 1607 تا 1621 بوده است. این نشان می دهد که تمام آثار او بین سنین 11 تا 28 سالگی او کشیده شده است.

در نقاشی های اولیه او می توان حضور اجاق گاز، سکه و یا اشیاء عجیب و غریب را مشاهده کرد اما اثار بعدی او که نمایش ماهی تازه صید شده و درخشان ، تارت های خرد شده و برش های بزرگ پنیر در پوست مومی شکل  نشان دهنده سبک هنری او  " قطعه صبحانه" است.

 اما نکته قابل تحسین در آثارش که فقط مختص به اوست این است که در نقاشی هایش می توان پرتره خودش را در بازتاب شیشه های فلزی و گلدان های شیشه ای دید و این تکنیک خیلی زود توسط هنرمندان فنلاندی تقلید شد. این شیوه را درواقع می توان اعتراض او به دنیا دانست! دنیایی که او را نمی بیند و نمی خواهد که ببیند.  

 

Élisabeth Vigée Le Brun/الیزابت ویگ لو برون (1755-1842)

 

مارکوس د پزی و ماکوس د قوژ همراه با پسرانش، اثر الیزابت ویگ ل برون ، یکی از پرتره های انجمن نقاشان فرانسوی

 

نقاش معروف فرانسوی قرن 18 میلادی  فرانسه که  سبک هنری او، ترکیب رنگ های سبک روکوکو که با طرح های نئو کلاسیک بود. اما استعداد او در خلق پرتره های زیبا در عالی ترین نور پردازی ها بود به طوری که به راحتی می توانست عیب و نقص مدل های خود را بپوشاند. او با تغییرات ظریفی که در بینی های بزرگ ، چانه های دوتایی و دندان های کج می داد ، سوژه را به گونه ای روی بوم ظاهر می کرد که گویی آن فرد بهترین خودش است. او همچنین برای زیر پا گذاشتن کتاب قانون ، انجام اصلاحاتی در لباس و یا صورت نقاشی سوژه های خود و حتی خودش که در آن زمان توسط منتقدین بسیار نامناسب شناخته می شد ، مشهور بود.

در واقع معروف ترین و شیک ترین پرتره های قرن 18 از آثار این هنرمند است.. نقاش محبوب ملکه ماری انتوانت  که 30 پرتره از او، توسط این هنرمند کشیده شده است . او خالق 600 پرتره و 200 منظره است و می توان گفت او جزو پرفروش ترین نقاشان روزگار خود بود و مشتریانش اغلب از طبقه اشراف بودند.  پدر او یک نقاش معمولی بود که اصول اولیه نقاشی را به او آموخت ، اما او خیلی زود از پدرش پیشی گرفت. با توجه به اینکه جنسیت وی مانع از شرکت در کلاس های رسمی هنری ، کارآموزی و البته انجام حرفه نقاشی شده بود ، اما او با بررسی نقاشی ها در مجموعه سلطنتی و کپی کردن از گچکاری ها  توانست نقاشی را به خوبی بیاموزد.

به دلیل رابطه نزدیکی که با دربار فرانسه داشت بعد از انقلاب فرانسه به همراه دخترش از کشور گریخت و به ایتالیا و سپس اتریش ، چکسلواکی و آلمان سفر کرد. او شش سال را در روسیه گذراند و در آنجا با ملکه کاترین دوم دیدار کرد. او در طول این مدت به  دلیل اینکه چهره شناخته شده اجتماعی بود توانست طور مداوم کار کند و پرتره هایی از خانواده سلطنتی و اشرافی را نقاشی کند. پس از 12 سال با عفو کامل به فرانسه بازگشت، یکسال بعد فرانسه را به مقصد انگلستان ترک کرد و بعد از دو سال زندگی و کار در لندن به فرانسه بازگشت و تا پایان عمر در فرانسه زندگی کرد و نقاشی چهرهای اشرافی و سلطنتی را از سر گرفت.

 

Julia Margaret Cameron/جولیا مارگارت کامرون (1815-1879)

 

من صبر می کنم (راشل گورنی به عنوان یک فرشته) توسط جولیا مارگارت کامرون ، 1872

 

جولیا مارگارت کامرون یکی از مهمترین ، خلاق ترین و پیشگامان عکاسی قرن نوزدهم ، اثاری خلق کرد که با آن مرزهای رسانه را جا به جا کرد. تصاویر پر احساس و دقیق خود را که همواره پرتره بودند، غالباً در فضایی تاریخی یا کتاب مقدس و معمولا با روندی از تهیه عکس نشان می داد. بر خلاف عکاسان دیگر ، تصاویری را که خراشیده یا لکه دار شده بودند ، از بین نمی برد و این نقص ها خود باعث تفاوت میان عکس های او با دیگران شده بود.

مدل های عکاسی او افرادی بودند که در زندگی وی حضور داشتند – مستخدمین خانه ، دوستان و خانواده - و همچنین روشنفکران برجسته روز: آلفرد تنیسون ، اخترشناس سر جان هرشل ، آنتونی ترولوپ و چارلز داروین از جمله "انسان های بزرگی" بودند که او علاقه داشت از آن ها عکاسی کند.

با نگاهی به تصاویرثبت شده توسط او ، باور اینکه در سن 48 سالگی عکاسی را با هدیه گرفتن یک دوربین از دختر و دامادش شروع کرد غیرقابل باور به نظر می رسد. هرچند به سختی توانست در فرایند عکاسی و ظهور عکس، کاملا حرفه ای شود اما در طی 11 سال بعد یعنی تا سال 1879، او تصاویری خلق کرد که هنوز هم با گذشت 150 سال با نگاه کردن به آنها شگفت زده خواهید شد.

 

 Edmonia Lewis/ادمونیا لوئیس (1844-1907)

 

سنگ نگاره ادمونیا لوئیس از مرگ کلئوپاترا. این مجسمه تحسین برانگیز پس از دهه ها گم شدن ، اکنون در موزه هنر آمریکایی اسمیتسونیان در واشنگتن دی سی نمایش داده می شود.

 

سان فرانسیسکو کرونیکل درباره هنرمند بومی آمریکایی ، ادمونیا لوئیس آفریقایی آمریکایی گفت: "یک مجسمه سیاه نادرتر از یک قو سیاه است". گرچه مجسمه های نئوکلاسیک او ، که اغلب اوضاع و احوال سیاه پوستان را به تصویر می کشید ، در طول زندگیش به خوبی فروخته می شد . او معتقد بود ارزش واقعی کارهایش هیچگاه درک نمی شود اما آنها را فرصتی برای فعالیت های حقوق بشری خود می دانست.

در 15 سالگی برای تحصیلات سه ساله قبل از کالج به مدرسه اوبرلین در اوهایو رفت. اوبرلین نخستین دانشکده ای بود که زنان سیاهپوست را در یک محیط آموزشی مشترک با پسران پذیرفت. لویس در طول تحصیل با اتهاماتی مواجه شدکه از همه انها تبرئه شد اما تحصیل در اوبرلین را در حالی که تنها یکسال به اتمام تحصیلاتش مانده بود رها کرد. او بعدها گفت که وی مورد تبعیض و نژادپرستی قرار می گرفته. او و سایر دانشجویان دختر به ندرت امکان شرکت در کلاس را داشتند. بعد از کالج او به بوستون نقل مکان کرد و کار خود را به عنوان مجسمه ساز آغاز کرد. در اول راه مجسمه سازان مرد از آموزش او خودداری می کردند. اما او سرانجام موفق شد در این راه شهرت بسیاری کسب کند.

تبحر او در تراشیدن پرتره ها بر روی سنگ مرمر کم کم باعث معروفیت او شد. مجسمه هایی که او می تراشید اغلب شامل شخصیت های معروف و ضد برده داری مانند John Brown و William Lloyd Garrison و ... بود. هرچند شخصیت های افسانه ای هم در کارهایش دیده می شود.

 او در دهه 1880 از دید عموم ناپدید شد و در سال 1907 در هاله ای از ابهام درگذشت.در حالی که طبق گواهی فوت علت مرگ او بیماری مزمن Bright گزارش شده است. مهمترین اثر وی، مرگ کلئوپاترا  است که مردن وی بر روی تختش را نشان می دهد.

 

Amrita Sher-Gil/امریتا شر گیل (1913-1941)

 

گروهی از سه دختر - نقاشی امریتا شر گیل در سال 1935 . شرگیل عموما به عنوان یکی از بزرگترین هنرمندان آوانگارد اوایل قرن بیستم و پیشگام در هنر مدرن هند به حساب می آید.

 

تنها یکبار دیدن نقاشی های غنی آمریتا شر گیل، از زنانی که به کارشان مشغول هستند ، هرگز آنها را فراموش نخواهید کرد. آنها قدرتمند ، فمنیست و کاملاً دلربا هستند. اثاری بی مانند که به قلبها نفوذ می کنند. نقاشی گروهی از سه دختر (1935) ، که یکی از مشهورترین آثار اوست ، سه زن در کنار هم نشسته اند ، اما هرکس در مالیخولیای خود گم شده و در دام اوضاع خویش افتاده است.

شرت گیل در بوداپست ، از مادری مجارستانی-یهودی و خواننده اپرا و و پدری ادیب و پیرو آیین سیک متولد شد. وی در 16 سالگی به پاریس نقل مکان کرد و در Académie de la Grande Chaumière و Ecole des Beaux-Art به تحصیل پرداخت. شش سال بعد ، به هند مهاجرت کرد و فهمید که رسالت هنری وی این بوده: "ترسیم تصاویری بی صدا از تسلیم و صبر نامحدود هندیان به ویژه هندیان فقیر".

متأسفانه ، شرگل نتوانست جاه طلبی های خود را ادامه دهد. او در سال 1941 درست قبل از آغاز اولین نمایش انفرادی بزرگش در لندن زمانی که فقط 28 سال داشت -احتمالاً از عوارض ناشی از سقط جنین ناکام- درگذشت.

 

Anna Ancher/آنا آنچر (1859-1935)

 

درو کنندگان آنا آنچر نمونه ای بارز از تصاویر این هنرمند از زندگی روزمره در روستای دانمارک در اوایل قرن بیستم است.

 

موزه ملی هنر زنان در واشنگتن در سال 2013 میزبان نمایشگاهی به نام A World Apart بودند که مجموعه ای جامع از آثار انچر را برای اولین بار در ایالت متحده به نمایش می گذاشت. آنا آنچر به عنوان مهمترین هنرمند امپرسیونیستی دانمارک شناخته می شود. او بخشی از "پیشرفت نوین" ، یک جنبش هنری و ادبیات اسکاندیناوی بود که ایده آلیسم را به نفع واقع گرایی رد کرد ، و همچنین یکی از اعضای نقاشان Skagen بود که می خواستند زیبایی طبیعی شهرشان را به نمایش بگذارند. او در بین بهترین هنرمندان قرن نوزدهم ، از جمله Degas ، Cassatt و Morisot قرار گرفته است.

استعداد نقاشی او در سنین کودکی آشکار شد. به مدت سه سال در کالج نقاشی ویلهلم کیون در کپنهاگ در رشته نقاشی تحصیل کرد. با توجه به اینکه وی در یک روستای کوچک در شمالی ترین نقطه دانمارک متولد و بزرگ شده و آموزش رسمی کمی دریافت کرده است ،  اما در بیست سالگی به پختگی کامل رسیده بود. درک او از فرم ، رنگ ، نور و سایه استثنایی است. او برخلاف دیگرنقاشان  به خانه همسایگان خود می رفت و انجام کارهای خانگی آن ها را به نمایش گذاشت .

در حالی که هنرمندان زن آمریکایی و فرانسوی در این دوره تلاش کردند که جدی گرفته شوند ، آنا آنچر توانست با قلم موهای زیبا و مهارتش به عنوان یک نقاش و ارائه کارهایی سرشار از نور، سبکی جدید در نقاشی مدرن را پایه گذاری کند. نور، رنگ و سادگی در آثارش سبب شد او را بنیان گذار نقاشی دانمارکی بدانند. او حتی پس از ازدواج با مایکل آنچر نقاش، به جاه طلبی های هنریش که در آن زمان برای زنان غیر معمول بود ادامه داد. سال 2004 ، او و همسرش در لایحه 1000 کرنر دانمارکی، که در واقع یک ادای احترام به فعالیتشان در دنیای هنر است ، قرار گرفتند.